مرداد 98
سلام جان دلم
بازم ببخش
از دیر نوشتن هام از اینکه لحظه های قشنگ بزرگ شدنت رو مرتب بروز رسانی نمیکنم مثل همیشه خوابیدی و من مینویسم دختر گل من میخواد بره پیش دبستانی
مامانشم قراره بره مدرسه آخ که چقدر اذیت شدی برای اینکه من برم سر کار بازم ببخش بازم معذرت بابت روزهایی که گریه کردی و دلتنگم شدی راستی با بابایی رفتیم قایق سواری دریاچه چقدر داشتن شما دو تا خوبه مرسی خدا#مرضیه_عربی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مرداد 98 




